زکویت رفتم و زکویت رفتم و الماس طاقت بر شکم بستم بستم

برو با یار خود بنشین که من بار سفر بستم

زبعد رفتنم جانان زبعد رفتنم جانان هزار افسوس خواهی خورد

فلانی یار خوبی بود و من قدرش ندانستم

فلانی یار خوبی بود ومن قدرش ندانستم

******

میگریزم از تو و این عشق بی فرجام تو

میگریزم از تو و این عشق بی فرجام تو

عهد کردم تا به لب هرگز نیارم نام تو

-----------------------

برای دیدن عکس های سکسی به قسمت مطالب گذشته بروید

نظر یادتون نره

این هم برای دوستلن عزیز برین حال کنید

خیال روی تو در هر طریق همره ماست

نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست

ببین که سیب ز نخدان او چه میگوید

هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست

==================================================

قلب تو دیگر ترانه قلب مرا

. در شادی و اندوه نخواهد شنید ، آن گونه که میشنید ،

دیگر پایان راه است ........

. ترانه من در دور دست ها در دل شب سفر میکند

. جایی که دیگر تو در آنجا نیستی #

==========================================================

معشوق من

. انسان ساده ای است که

. من در سرزمین شوم عجایب

. چون آخرین نشانه یک مذهب شگفت

در لابلای بوته هایم

. پنهان نموده ام

او با شکست من

. قانون صادقانه طبیعت را

. تأیید میکند ##

 

دلم از نرگس بیمار تو بیمار تر است

                             چاره کن درد کسی کز همه ناچار تراست

گر تواش وعده دیدار ندادی امشب

                             پس چرا دیده من از همه بیدار تر است

عقل پرسید که دشوار تر از مردن چیست

                            عشق فرمود  فراق از همه دشوارتر است

 نظر یادتون نره